باران که می آید تو در راهی

همیشه وقتی باران می بارد، با خودم می گویم به نظرت چه کسی دعا کرده است که این گونه رحمت می بارد. و همیشه به باقی مانده ی خدا بر روی زمین می رسم، آخر آسمان باید به یک عشقی ببارد. با خودم می گویم که حتما او ما را هنوز دوست دارد ، که دستانش را برای ما بالا برده است. بعد با خودم می گویم یعنی شک داشتی که ما را دوست دارد ...
این شب جمعه ی بارانی آخرین سال، این لحظات آخر سال 1433، من، بنده ای از بندگان خدا آخرین دعای شب جمعه  امسال را با خودم زمزمه می کند، به امید آدینه ای با تو ...

یا دائِمَ الفَضلِ عَلی البَریّة یا باسِطَ الیَدَینِ بالعَطیّة یا صاحِبَ المَواهبِ السّنیَّة صَلِّ علی محمد وَ الِهِ خَیرِ الوَری سَجِیَّة وَ اغفِرلَنا یا ذَالعُلی فی هذهِ العَشِیّة
ای خدای ابرها، ای خدای آسمان ها، ای خدای باران، امشب ببخش هر چه از ما دیدی در این سال، ای که فضل و احسانت در شمار نیاید، ای که خوان رحمتت بر ما گسترده است ، ای که بزرگی و عظمتت از حد و اندازه فراتر است، ای که ... برایمان بخواه که محرم امسالمان حسینی شود. «امشب حسین می وزد از سمت کربلا»

باران که می آید تو می آیی، باران گل باران نیلوفر ... امشب با این تصور می خوابم که وقتی که تو بیایی چه می شود، سَلام الله الکامِل التّامُّ الشامِلُ العامُّ ...

/ 2 نظر / 19 بازدید
شاهین حسنی

لطافت روحی شما قابل تمجید هست. اما خوب بود محض رضای خدا یک نوشته هم از رشته ی تخصصی تان این محل (سایت) میگذاشتید. یعنی قلسفه!