دل به امید صدایی که مگر از تو رسد

سکوت می کنم، می شنوی. سکوت می کنم و می خواهم چیزی نگویم، می شنوی. سکوت می کنم و نمی خواهم چیزی بگویم، می شنوی. سکوت می کنم و در خود فرو می روم، می شنوی. می شنوی. می شنوی. می شنوی صدایم را؟ با خودم می گویم، دختر، مومن باش. ایمان به غیب. صبور باش. ایمان به غیب.
یا مَن یَملِکُ حَوائجَ السائِلین، و یَعلَمُ ضَمیرَ الصامِتین
نه تنها می شنوی، بلکه پاسخی آماده داری. پاسخی آماده خواهی داشت، پاسخی آماده داشته ای. رها کنم زمان را ، رها کنم زمان را. اگر من هم رها کنم زمان را، زمان مرا رها نمی کند. زمانی شده ام این روزها؛ بیش تر از پیش. زمان به تک تک سلول هایم فشار می آورد.
لِکلِّ مَسئَلة مِنکَ سَمعٌ حاضرٌ وَ جوابٌ عَتید
صدایت را نمی شنوم این روزها. با من سخن بگو. دلم تنگ شده است برای صدایت... اگر خواست من خواستت نیست، حرفی نیست. حرفی نبوده است. حرفی نخواهد بود.بگذار صدایت را بشنوم.

 دل به امید صدایی که مگر از تو رسد. دل این دختر را نشکن!

/ 3 نظر / 15 بازدید
زینب هاشمی

نمی شکند... دل تو را نمی شکند... لا اقل بارها دیده ام دل ها را به دست آورده...

haidar

سلام موفق و مؤید باشید بنیاد بین المللی دعا http://www.bonyadedoa.com/

somayeh

دلم اززمان ازاین صدای نشنیده می گیرد کاش صدایی نه که سکوتی جوابم می شد