سلام مُوَدِّع

فکر کن که چه می شود، کسی که سکوت را دوست دارد، زیباترین صدای جهان را در ماه رجب، تلق و تولوق قطاری بداند که 27 رجب، او را به مشهد می رساند.نگویید که چرا کلماتت این گونه است. من مدت هاست که  قافیه را در محضر شما باخته ام.
چندین سال 27 رجب به محضر شما شرفیاب شوم و عین تمام سال ها در کنار همه ی دعاهای ریز و درشت، مادی و معنوی،قدیمی و جدیدی ، برای خودم، برای دیگری، برای بشریت... یک دعای واحد را تکرار کنم؛ با الحاح. و شما سکوت کنید و نمکین لبخندی از سر بنده نوازی، بنوازید. برای من که این روزها در گیر مفهوم«ریتم» در پایان نامه ام، شاید زیباترین ریتم نامکشوف هستی باشد، این سکوتِ لبخندِ نمکین.
امسال اما، انگار 27 رجب، به محضر شما در مشهد شرفیاب نمی شویم. هیچ سوالی درباره ی چرایی آن ندارم. حکم، حکم شماست، بی چونی و چرایی.اما اگر اجازه دهید، مراتب خستگی ام را به گوشتان برسانم... .خسته شده ام دیگر ... . می ترسم اگر یک روز به محضر شما شرفیاب شوم، بگویید که مدت هاست به اجابت دنیایی رسیده است، اما گناهان شما مجال بروز آن را نمی دهد...
از همه ی این ها که بگذریم، بفرمایید با زیارت رجبیه ناخوانده چه کنم. قولش را، به قلبم که نداده باشم، حداقل به دلم که داده ام، به گوشم هم، به زبانم که بیشتر. دیگر امسال نمی توانم بگویم اَلحَمدُلله الذی اَشهَدنا مَشهَد اَولیائه فی رَجَب ... رواق امام خمینی، صحن گوهرشاد ... یاد آن سالی افتادم که هم 13 رجب و هم 27 رجب به محضر شما شرفیاب شدم... چه سالی بود آن سال... سال 1387 هجری خورشیدی ...
***
فَبِکُم یُجبَرُ المَهیض این ها را که می گویم آتش می گیرم. تک تک سلولهایم تکان می خورد، به واسطه ی شما شکسته بسته شود...  به واسطه ی شما بیمار درمان شود. این جمله های جار و مجروری که فعلیه هم هست ... این جملات مرا دیوانه می کند.
چه کنم این روزها؟! سلام من سلام مودع است که منتظر است ... که منتظر است

همه نامه هایشان را با سلام آغاز می کنند و با به امیددیدار خاتمه می دهند،  اما برای منی که امکان سلام دوباره ندارد، بگذارید به امید دیدار بگویم  وَ السلامُ عَلَیکم سلامَ مُوَدِعٍ وَ لَکم حوائِجَهُ مودِعٍ یَسئَلُ اللهَ الَیکُم
المَرجِعَ   سلام مودع مرا بپذیرید ... منتظرم ... .

27 رجب امسال، همان که می دانید و می دانم را می سپارم به باد، امید دارم که باد که گناهکار نیست، دعایم را برساند و عیدی برایم بیاورد تا 27 رجب سال دیگر، می آییم به پابوستان. منتظر نسیم هستم!

/ 2 نظر / 17 بازدید
زینب هاشمی

بینمه رزق الوری....

ترنم

قبول باشه [لبخند] با "صداها" به روزيم قدم کلیکتون به روی چشم [لبخند]