فیما بَقیَ مِنه

روزها و وقت ها و آنات، پیوسته می گذرد، بدون انکه یکی علت دیگری باشد. هر لحظه شأن وجودی خویش را در عالم هستی دارد. و می گذرد و باز هم می گذرد. و خدا می داند که چه نسبتی میان گذر و غفلت است... خدا می داند.
غفران و جود از صفات الهی است و  چه بسا غفران مقدمه ای برای جود و بخشش باشد. و حال که این آنات ماه شعبان می گذرد برای همچو منی که تقصیرها و قصورها و سستی ها احاطه ام کرده است شاید تنها تکرار و زمزمه این عبارات مجال باشد: اللهمَ اِن لم تَکُن غَفَرتَ لنا فیما مَضی من شعبان فاغفِر لَنا فیما بَقیَ منه

نه می توان زمان را به چنگ آورد، نه می توان از آن صرف نظر کرد و نه می توان از آن گریخت. زمان هست و ما را در خود و با خود احاطه کرده است. زمان انسان را بیمار می کند. شاید تنها باید به صاحب آن پناه برد: صاحب الزمان

/ 3 نظر / 19 بازدید
مرضیه توحیدی اصل

سلام زینب جان. وبلاگت خیلی قشنگ ومفید بود.لطفا به وبلاگ های من سر بزن ونظرت روبذار.خیلی ممنون.خدانگهدارت marziehtohidi-aks.persianblog.ir kahkeshanshutel.persianblog.ir

مسافر نور

رسیده ام به حس برگی که میداند باد از هر طرف که بیاید عاقبتش افتادن است...